|
روانشناسی خوندم. گه گاهی با دوربینم عکس میگیرم تا چشمام یادشون نره که چه چیزایی دیدن.
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
فروردین 1391
اسفند 1390 اردیبهشت 1390 شهریور 1389 خرداد 1389 بهمن 1388 آذر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آرشیو موضوعی
خدایی که در آغوشم حس میکنمش
برف وسرما آن چه هر چشمی نمیبیند!! شاگردای عزیزم بدون شرح و حاشیه قوانین بازی زندگی روان شناسی شخصیت هوش هیجانی دکتر علی شریعتی جستجو
پیوندها
معضلي برخاسته از جهنم
مهتاب سایه/مامان نی نی آرش بابایی نفیس/پیاده روهای قیطریه فانی در دوردست ها همين طور كه هست آیات زمینی چایخانه كازابلانكا/علي ایستادن بیرون از پناهگاه تو بنت الهدی صدر صبح بخير همين حالا شوکول تو.تولد یک طوفان ترمه اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
ترافیک
ترافیک، من و یه مشت آدم که توش موندن. بازارچه خیریه
الان که دارم سلام میکنم از اون سلامای خواب آلود ، کرخ بهاریه!
اصلا این تن شریف را نمیتونم از رخت خواب بکنم. تازه وقتی بیدار میشم از روی خودم خجالت میکشم. شرمنده ی خودم میشم. خوب امیدوارم سال خوبی داشته باشید. وقتی آدم یه کار خوب میکنه حتی اگه از طرف کسی تحسین نشه یه حس خوب بهش دست میده که براش کافیه. البته اگه اون کار خوبه خود انگیخته انجام بشه نه برای مقاصد دیگه. چند وقت پیش بود تقریبا پارسال ،که نیکو ی عزیزم (دختر خواهرم) به علت داشتن فاویسم در بیمارستان بستری شد. اونم بخش کودکان سرطانی چون افت شدید پلاکت پیدا کرد. نمیتونم بگم چه بر سر خواهرم اومد. خیلی سخت بود براش برای ما هم همین طور.نرگس (خواهرم) تبریز زندگی میکنه با این اتفاقی که براش افتاد و از نزدیک بچه هایی رو جلوی چشمای خودش دید که با سن کمشون با چه بیماری هایی دست و پنجه نرم میکنن یه تصمیم قشنگ گرفت و وقتی نیکو از بیمارستان مرخص شد نرگس مشغول جمع آوری کمک برای بچه های بی بضاعت بیمارستان شد. باید بگم که توی تبریز فقط همین یک بیمارستان کودکان هست . با تلاش های نرگس و رایزنی با خیرین تهران و حتی خارج از کشور امروز بعد از گذشت 1سال تونستن کار های خوبی برای این بچه ها بکنن. و امکاناتی فراهم بکنن توی بخش، که اونا راحت تر بتونن شبها ی سخت بیمارستان رو تحمل کنن. حالا بخش اونا تلوزیون داره، دی وی دی، کتابخونه، اسباب بازی های چوبی و ... اونا برای خیریه نرگس اینا هر هفته نقاشی میکشن و جایزه میگیرن. از صمیم قلبم برای همه بیمارا آرزو بهبودی و سلامتی میکنم و خدای مهربونم رو بابت این تن سالم سپاس گذارم.
تی/نوشت1: از 3روز پیش توی دانشگاه تبریز بازارچه خیریه به سود بچه های سرطانی برپا شده و نیکو ی منم اونجا حسابی بازار گرمی میکنه امروز پشت تلفن این جمله رو به من گفت( خاله زهرا دارم نقاشی میکشم بدم به دوستای سرناطی که خوشال بشن ،بخندن وخوب شن) تی/نوشت2: خیر خواهی کردن لیاقت میخواد و توفیق! تی/نوشت3: برای همتون سلامتی و عاقب بخیری آرزو دارم حتی برای شما!!!!! تی/نوشت4: تا اطلاع ثانوی قالب وبلاگم اینه( تا درست بشه) آخه بنده خدا له له داغونه
|+| نوشته شده توسط بانو ی ترافیک در چهارشنبه 23 فروردین1391 ساعت 16:34 |
عید اومده باز
به به بوی عید میاد بوی تمیزی.
کوچیک بودم اون موقع که جوراب کارتونی خیلی مد بود. برای عید مامانم یدونشو برام خرید. چه خوشحال بودم. چند تا عید دیدنی پوشیدمش و از اونجایی که پدرم به ما یاد داده بود شب به شب جوراب ها مونو با دست بشوریم و پهن کنیم منم طبق این عادت جوراب کارتونی عیدمو شستنو گذاشتم روی بخاری تا خشک بشه که دیدم خیلی شیک جورابم راه راه سیر و روشن شده. واقعا جالب بود. دخترم جای جوراب شسته روی بند رخته نه بخاری!!!!! تی نوشت1: با یک خانواده از هم گسسته مواجه شدم. تی نوشت2: امروز خونه تکانی من تموم شد! تی نوشت3: گلدون شمعدونی خریدم. تی نوشت4: به یک بازی کامپیوتری معتاد شدم!!!!!
|+| نوشته شده توسط بانو ی ترافیک در دوشنبه 22 اسفند1390 ساعت 23:56 |
یک سلام ترافیکی
سلام به به مارو ببین که آمدیم
یادش بخیر خنگ شده ایم؟؟؟ که از صبح تا شب باید در گوشمان بخوانند که انتخابات خوبه مردم جان حتما بیاین رای بدین حتما همه میان، ببینین، از فوتبیالست ها و باقی ورزشکارا گرفته، تا اون مرد و زن روستایی که سواد نداره و آقای مامور اخذ رای براش مینویسه. دقیقا از صبح که این چشم باز میشه و تق، تلوزیون روشن، مبحث انتخاباته. حالم داره بهم میخوره. راستی من دیگه سر کار نمیرم و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم . کنکور دادم امسال برای ارشد با توکل بر خدا منتظر نتیجه میمونم.
|+| نوشته شده توسط بانو ی ترافیک در یکشنبه 7 اسفند1390 ساعت 19:25 |
|